صعود هیجان­انگیز هیمالیانورد ایرانی به قله کلیمانجارو و بازدید از حیات وحش آفریقا

نویسنده: امین دهقان متولد 1358 کارشناس ارشد مهندسی عمران، مربی و مدرس رسمی فدراسیون کوهنوردی و عکاس بین­المللی

تانزانیا    Tanzania

کشوری است در شرق آفریقا که از شمال با کنیا و اوگاندا، از غرب با رواندا، بوروندی و جمهوری دموکراتیک کنگو و از جنوب با زامبیا، مالاوی و موزامبیک همسایه است و از شرق به اقیانوس هند محدود می‌شود. در سال ۱۹۹۶ پایتخت رسمی تانزانیا از شهر ساحلی و بزرگ دارالسلام به شهر دودوما منتقل شد. بااین‌حال دارالسلام هنوز پایتخت تجاری و مقر بسیاری از نهادهای حکومتی کشور است و بندری مهم برای تانزانیا و همسایگان محصور در خشکی اوست. از شهرهای مهم دیگر آن می‌توان به آروشا، امبیا، موانزا، موروگور و زنگبار اشاره کرد- نژاد ۹۹٪ تانزانیایی‌ها، آفریقایی و ۱٪ نیز غیر آفریقایی ازجمله آسیایی، اروپایی و عرب می‌باشد- واحد پول این کشور شیلینگ تانزانیا است

کلیمانجارو Kilimanjaro

کلیمانجارو بلندترین قله آفریقا و چهارمین قله از قلل هفتگانه جهان می‌باشد. این کوه به‌عنوان بلندترین کوه مستقل جهان  شناخته شده است. این کوه با ۵۸۹۶ متر ارتفاع، آتشفشانی خاموش است که در شمال شرقی کشور تانزانیا و در مرز این کشور با کنیا قرار دارد. کلیمانجارو از سه مخروط آتشفشانی تشکیل‌شده است: Kibo ۱۹٫۳۴۰ فوت ۵۸۹۵ متر-، Mawenzi ۱۶٫۸۹۶ فوت ۵۱۴۹ متر- و Shira ۱۳۰۰۰ فوت ۳۹۶۲ متر-, اوهورو Uhuru- بلندترین قله در لبه دهانه کیبو ­Kibo­- است. بومیان آفریقا، کلیمانجارو را عروس می‌خوانند و در حقیقت نیز از هر سمت که به کلیمانجارو بنگری، همانند عروسی است که با پیراهن تور سپیدش از میان جنگل‌های سبز و انبوه استوایی سر به آسمان برداشته است. به واقع کوهستانی با این عظمت که در تمام سال در کنار خط استوا پوشیده از برف جلوه می­نماید به‌راستی زیبا و باشکوه است. و سپس روز موعود فرا رسید. روزی که سرآغاز یک سفر پرماجرا و زیباست. از اینکه در کمتر از ۳ ماه، دو قله از قلل هفتگانه جهان را می‌توانم صعود کنم خداوند متعال را شاکرمقله البروس بام قاره اروپا را حدود ماه قبل از کلیمانجارو صعود کرده بودم- طبق هماهنگی قبلی باید از شهر خود رأس ساعت مقرر به سمت فرودگاه بین‌المللی تهران حرکت می‌کردیم به کشور تانزانیا رسیدیم دمای هوا حدود ۳۰ درجه سانتی‌گراد و هوا بهاری است. بعد از تحویل بارهایمان در فرودگاه، به سمت هتل محل اقامت در شهر آروشا حرکت کردیم. فرمان خودروها سمت راست بود و خیابان نیز برعکس همانطور که می­دانید کشور ایران یعنی جهتِ رفت در سمت چپ و جهتِ برگشت در سمت راست جاده می باشد

صبح روز بعد

پس از طی مسافتی حدود ۸۴ کیلومتر، ساعت ۱۲ به ورودی مارانگو Marangu gate- در جنوب شرقی کوهستان کلیمانجارو رسیدیم

نکته: این مسیر بیشترین مراجعه‌کننده را دارد و به علت وجود پناهگاه‌های مجهز، اکثر کوهنوردان از این مسیر به سمت قله می‌روند. پس از ثبت مشخصات فردی و شماره پاسپورت در دفتر مجموعه مارانگو بسته‌های غذایی تحویلمان شد

مشخصات گیت مارانگوMarangu

  • ارتفاع از سطح دریا 1879 متر
  • مختصات جغرافیایی “33 ’14  º3 شمالی و “03   ’31  º37 شرقی
  • مجهز به سرویس‌های بهداشتی و حمام
  • دارای مغازه و مکان مخصوص صرف ناهار و اجتماعات
  • دارای فضای سبز و گل‌های بسیار زیبا همراه با تابلوهای راهنما جهت صعود
  • دارای پریز برق جهت شارژ موبایل و دوربین

مشخصات کلی صعود در تابلوهایی به نمایش گذاشته شده  است.

تابلوی نشان می‌دهد که تا پناهگاه اول، دوم و سوم چقدر و تا چه ارتفاعی راهپیمایی داریم. در سطر پنجم اطلاعات، فاصله ورودی مارانگو تا پناهگاه ماندارا ۸ کیلومتر و زمان تقریبی رسیدن به آن را ۳ ساعت ذکر کرده است. در سطر بعدی فاصله از پناهگاه اول تا دوم ۱۱ کیلومتر است که از ورودی مارانگو تا پناهگاه هورومبو جمعاً ۱۹ کیلومتر می­شود و زمان تقریبی از پناهگاه اول به دوم ۵ ساعت است که جمعاً تا این لحظه ۸ ساعت می‌شود.

نکته: اعداد به‌صورت تجمعی درج شده­اند. یعنی از ابتدا تا قله اوهورو یا همان کلیمانجارو جمعاً ۳۴ کیلومتر کوه‌پیمایی با صرف زمان ۱۹ ساعت پیش را داریم و همین زمان و مسافت را با کمی تغییر جهت برگشت خواهیم داشت

هر روز به میزان مشخصی باید ارتفاع را زیاد کنیم و شب­ها در کمپ­های پناهگاه- زیبا و مجهزی مستقر می­شویم

پناهگاه اول Mandara Hut

            ارتفاع ۲۷۲۰ متر

پناهگاه دوم Horombo  Hut

            ارتفاع ۳۷۲۰ متر

پناهگاه سوم Kibo Hut

ارتفاع 4720 متر

 

بعد از پناهگاه سوم{کیبو} صعود به قله کلیمانجارو وارد روز آخر خود می­شود­:

پنج دقیقه از نیمه‌شب گذشته بود که با توکل به خداوند متعال و قلبی سرشار از امید راهی بام قاره آفریقا شدیم. هدلامپ را به پیشانی‌ام نصب و دستگاه GPS  را روشن نمودم. دمای هوا حدود صفر درجه سانتی‌گراد است. از پناهگاه سوم تا قله به ازای هر کوهنورد یک راهنمای محلی همراه گروه صعودکننده می‌آید تا چنانچه فردی توان ادامه مسیر نداشت با راهنمای خودش به پناهگاه برگردد و بقیه کوهنوردان به حرکت ادامه دهند. سختی صعود از اینجا شروع می‌گردد زیرا در مدت ۶ ساعت باید ۶ کیلومتر را در سربالایی طی کرده و ۱۲۰۰ متر ارتفاع می‌گرفتیم یعنی از ارتفاع ۴۷۰۰ به ارتفاع حدود ۵۹۰۰ می‌رفتیم تا به قله برسیم. کمی که جلوتر رفتیم و چشم‌هایمان به تاریکی عادت کرد به علت اینکه قرص ماه کامل بود نیازی به هد‌لامپ چراغ پیشانی- نبود آن را از سر برداشتم تا مانع گردش خون در سرم نگردد و دچار ارتفاع­زدگی نشوم. نور ماه و قرص کامل آن فضایی زیبا و عرفانی ایجاد کرده بود. تا ساعت ۵ بامداد فقط در شیب سربالایی حرکت می‌کردیم و کم‌کم توان کوهنوردان تحلیل می‌رفت. دمای هوا به ۱۰ درجه زیر صفر رسید و یخچال‌های زیبای کلیمانجارو نمایان شد. در انگشتان دست‌وپا سردی و کرختی را حس می‌کردم. اینجاست که داشتن وسایل و پوشاک مناسب و استاندارد نقش خوبی ایفا می‌کند- البته برف زیادی در مسیر پاکوب وجود نداشت و نیازی به کفش دو پوش نیست-. یخچال‌ها در اطراف و بیرون از مسیر صعود قرار دارند. به گردنه گیلمنز Gilmans Point- در ارتفاع ۵۶۸۵ متری رسیدیم. مسیر طی شده تا اینجا حدود ۴ کیلومتر از پناهگاه آخر یعنی کیبو، فاصله داشت  و پس ‌از آن شیب تند تمام میشد. به علت ارتفاع، حالت خواب‌آلودگی در برخی افراد پدیدار شد که استراحتی کوتاه و خوردن چای داغ، جان تازه‌ای به گروه بخشید. با توجه به اینکه در ازای هر ۳۰۰ متر افزایش ارتفاع، ۴ درصد اشعه U.V افزایش پیدا می‌کند، عینک و کرم ضد آفتاب را نیز استفاده نمودیم. به دستور سرپرست گروه، حرکت به‌سوی قله مجدداً از سر گرفته شد. از روی یال حرکت کرده به قله استلا Stella Point- در ارتفاع ۵۷۵۶ متری رسیدیم. این نقطه نیز در حکم صعود با ذکر ارتفاع آن قید می­شود. ارتفاع بالا، فشار هوا، اکسیژن کم، خستگی ناشی از سه روز پیاده‌روی پیاپی و کمبود خواب کافی، از دشواری‌های این صعود است…

سرانجام ساعت 6:23 صبح به وقت محلی به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو رسیدیم. گروه‌های زیادی از کشورهای مختلف جهان به بام آفریقا آمده بودند. لحظه‌ای وصف‌ناشدنی به وجود آمد و گوشه‌ای از عظمت و جلال خداوند را مشاهده نمودم.  برخی از کوهنوردان خوشحال و فریاد‌زنان و بعضی دیگر همراه با اشک شوق، شکرگزار لطف خداوند بودند. انعکاس نور خورشید بر سطح صخره‌ها و یخچال­های دائمی پرتو خیره‌کننده‌ای به وجود آورده بود پس از ۳۰ دقیقه‌ای که روی قله عکس و فیلم یادگاری گرفتیم به سمت پناهگاه سوم بازگشتیم. در برگشت از مسیری شبیه شن اسکی که خیلی روان و بدون سنگ بود پایین رفتیم. راهنمایان محلی همچنان شانه‌به‌شانه کوهنوردان حرکت می‌نمودند تا مبادا اتفاق خاصی رخ دهد یا مسیر را گم کنیم. در ارتفاعات آنتن دهی موبایل خوب بود و طی تماسی با ایران خبر سلامتی و صعود موفقیت‌آمیز را به اطلاع خانواده رساندم. درنهایت ساعت ۹ صبح به پناهگاه سوم بنام کیبو رسیدیم.

سرانجام گروه ۱۱ نفره ایرانی با گروه ۱۸ نفره تانزانیایی که شامل باربر، راهنما، آشپز و… می‌شد توسط یک دستگاه میدل‌باس به سمت شهر آروشا حرکت کرد. بعد از دو ساعت به همان هتلی که روز اول در شهر آروشا اقامت داشتیم رسیدیم. هوا تاریک شده بود. بالاخره بعد از پنج روز به حمام رفتم. باطری‌های موبایل و دوربین که کاملاً خالی‌شده بود در اتاق شارژ نمودم زیرا فردا صبح عازم حیات‌وحش آفریقا بودیم. و قرار براین شد که ساعت هشت صبح با ماشین‌های سافاری به منطقه حیات‌وحش برویم. کلیه وسایل کوهنوردی را جمع‌آوری نموده و به مسئول هتل تحویل دادیم. حرکت به سمت حیات‌وحش آفریقا شروع شد هوا مطبوع و بهاری بود. پوشش ما یک شلوار و پیراهن ساده و کفش معمولی بود. جهت احتیاط، بادگیر، عینک و کلاه آفتابی و کرم مرطوب‌کننده هم داخل کوله‌پشتی در ماشین گذاشتیم البته  بین راه در فروشگاه صنایع‌دستی توقف کوتاهی داشتیم.

قبایل ماسایی

در ادامه مسیر وارد جاده فرعی و خاکی شدیم حدود ساعت 11:30 در وسط بیابان به قبایل ماسایی رسیدیم. زندگی اولیه و بدون هیچ امکانات شهری، خانه‌های کوچکِ ساخته‌شده از مخلوط گل و پِهِن گاو، صداهای عجیب و غریبی که از خود درمی‌آوردند و پرش­های بلند  آن­ها با نیزه‌هایشان به آسمان­، جزء عجایبی است که تا حالا ندیده بودیم. قوم ماسایی یکی از مشهورترین اقوام آفریقایی هستند که در مرز میان کنیا و تانزانیا و در دشت‌های دامنه کوه کلیمانجارو زندگی می‌کنند. امروزه جمعیت آن­ها به یک تا دو میلیون نفر می‌رسد. این قوم که به‌طور سنتی جنگجو هستند حدود سال ۱۵۰۰ میلادی از جنوب سودان به مکان کنونی زندگی خود مهاجرت کردند

دریاچه مانیارا Lake Manyara-

این دریاچه در یک پارک ملی در منطقه آروشا و منطقه مانیارای تانزانیا واقع‌شده است که به‌عنوان مکانی عالی برای مشاهده حیات‌وحش منحصربه‌فرد منطقه به‌خصوص فلامینگوها معروف است. اگر در فصل بارانی به این منطقه بروید، بیش از ۳۰۰ گونه مختلف از پرندگان مهاجر را مشاهده می‌کنید، ولی در فصل خشک که آب دریاچه تبدیل به زمین گل‌آلود قلیایی می‌شود، فقط می‌توانید فیل، اسب آبی و زرافه ببینید. ساعت 12:50 به پارک ملی مانیارا  Manyara  رسیدیم -ورودی مجموعه دارای سرویس‌های بهداشتی تمیز، ایرانی و فرنگی بود. اسامی خود را در دفتر مجموعه ثبت کرده و به مسیرمان که به جاده جنگلی و کوهستانی تبدیل‌شد­ه است،  ادامه دادیم-. در ابتدای ورود به منطقه حفاظت‌شده، درختانِ سوسیس که میوه‌های آن­ها شبیه سوسیس به نظر می­رسد  توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌نمود. میمون‌های مشکی روی درختان به این‌طرف و آن‌طرف می‌پریدند. همچنین دو طرف جاده درختان بسیار زیبا، چشمه‌ها و جنگل‌های بکر آفریقایی چشمان هر گردشگری را خیره می‌کرد. در ادامه به دریاچه کوچکی که مملو از اسب‌های آبی است رسیدیم که زندگی مسالمت‌آمیزی هم با دیگر حیوانات مثل بوفالو، مرغ دریایی و دیگر پرندگان داشتند

جالب بدانید : حیواناتی که مشاهده نمودیم به شرح زیر بودند:

فیل، گورخر، انواع میمون، گراز، زرافه، اسب آبی، انواع پرندگان و… ساعت ۱۵ از حیات‌وحش مانیارا خارج‌شده و به سمت حیات‌وحش بی‌نظیر نگرون گرو حرکت نمودیم.

حیات‌وحش نگرون گرو Ngorongoro

بزرگ‌ترین مخروط آتشفشانی دست‌نخورده در دنیا را می‌توانید در بهشت حیات‌وحش منطقه محافظت‌شده نگرون­گرو مشاهده کنید. این مخروط آتشفشانی دو تا سه میلیون سال قبل وقتی‌که به صورت  آتشفشان بزرگی فوران کرد و روی خودش متلاشی شد، به وجود آمد. در سال ۱۹۷۸ این منطقه میراث جهانی یونسکو نامیده شد. و هم‌اکنون زیستگاه حیات‌وحش بی‌نظیر آفریقاست. ساعت 16:30 به ورودی منطقه حفاظت‌شده نگرون‌گرو Ngorongoro رسیدیم پس از هماهنگی در دفتر مجموعه به راه خود در جاده کوهستانی ادامه دادیم. طبیعت اطراف بسیار زیبا و بکر بودند وحیوانات خاص آفریقا نیز در طول مسیر قابل‌مشاهده بودند. ماشین سافاری مرتب در حال اضافه کردن ارتفاع بود و به سمت تپه‌ها در سربالایی حرکت می‌کرد. هوا کم‌کم تاریک شد و به لژ کوهستانی سوپا Sopa Lodges بر فراز تپه بزرگی به ارتفاع ۲۴۰۰ متر رسیدیم.

این مجموعه دارای ۷۰ سوئیت مجزا و بسیار زیبا و مجلل، رستوران، کافی‌شاپ، فروشگاه، استخر و… است. دست‌کمی از یک هتل ۵ ستاره ندارد در بدو ورودمان به مجموعه سوپا، دستمال‌های حوله‌ای مرطوب و گرم به هر نفر جهت تمیز کردن دست‌ها می‌دادند. بلافاصله با آبمیوه محلی پذیرایی نمودند و با احترام خاصی به مهمانان خوش‌آمد می‌گفتند وقتی به سوئیت خودمان آمدیم از وجود چنین امکاناتی در این جنگل و مکان دورافتاده متعجب شدیم. اتاق‌ها با دکوراسیون و معماری شیک دارای رادیاتور، حمام و سرویس بهداشتی بسیار تمیز با آب گرم، یخچال، صندوق امانات، چای‌ساز، سشوار و… بود. فراهم نمودن چنین امکاناتی در آن ارتفاع و جاده‌های کوهستانی قابل‌ستایش است. موقع صرف شام در رستوران تعدادی از کوهنوردان خارجی را که با آن­ها در کوهستان کلیمانجارو آشنا شده بودم، ملاقات کردم و از فرهنگ و تمدن ایران و نقاط دیدنیش برایشان توضیح دادم. پس از صرف شام، کارمندان هتل با لباس مخصوص و چراغ‌قوه، مسافران را تا درب اتاق همراهی می‌نمودند برای هر نفر کیف آب جوش نیز روی تخت گذاشته بودند. جهت تمدد اعصاب یا درمان گرفتگی عضلات- بعد از صرف صبحانه و تحویل سوئیت‌ها، ساعت 7:25 صبح با همان خودروهای سافاری به سمت دشت زیردست حرکت کردیم. محیط‌زیست پیرامون بسیار تمیز و عاری از هرگونه زباله بود. حتی حیوانات نیز فقط از مسیر مال‌رو و در یک خط حرکت می‌کردند تا همه جای طبیعت خراب نشود! گویی آن­ها هم حافظ محیط‌زیست بودند گوزن‌های یال‌دار در صف‌های چند کیلومتری پشت سر هم در حال کوچ بودند. شیوه بازدید از حیات‌وحش برعکس شهرهاست بدین معنی که انسان‌ها در ماشین محصور هستند و از حیوانات که آزادانه زندگی می‌کنند بازدید به عمل می‌آورند.

برخی از حیواناتی که در حیات‌وحش نگرون­گرو مشاهده کردیم:

میمون، گوزن وحشی یال‌دار، گراز، آهو، شترمرغ، کفتار، گرگ، فیل، گورخر، بوفالو، شیر، روباه، اسب آبی، مارمولک صحرایی، قرقی، لک‌لک، آنتی­لوپ، درنای تاجدار، کرکس، مرغابی بودند و کم‌کم به ارتفاع ۱۷۰۰ متری رسیدیم. دورتادورمان توسط کوه‌های اطراف احاطه‌شده بود و یک منطقه وسیع به شکل کاسه و گونه‌های مختلف جانوری و گیاهی در وسط آن به وجود آمده بود. ما درست در وسط بزرگ‌ترین مخروط آتشفشانی جهان قرار داشتیم. چند نقطه‌ی مختلف از حیات‌وحش را به محل استراحت و صرف غذا اختصاص داده‌اند و سرویس‌های بهداشتی ایرانی و فرنگی با شیرآلات و آب مهیا است. برای سرویس‌ها از شهر آروشا با تانکر آب می‌آورند. در حین حرکت متوجه تجمع کرکس‌ها و لاشخورهایی در کنار جاده شدم از راننده خواستم توقفی داشته باشد تا از آن­ها عکس بگیرم. در همین موقع ناگهان از زیر بوته‌ها یک کفتار با سرعت بیرون آمد که همچنین  بچه آهویی به دهان داشت! کفتار طعمه خود را کنار ماشین ما درست در چهارمتری- آورد و شروع به خوردن نمود صدای خرد شدن استخوان‌های بچه آهو به گوش می‌رسید. سپس کفتارهای دیگر هم آمدند و در عرض چند دقیقه بچه آهو در شکم حیوانات وحشی جای گرفت

ناگفته نماند که در حیات‌وحش آنجا آنتن­دهی موبایل خوب است و رانندگان همدیگر را از وجود شیرها و حیوانات زیبا باخبر می‌کنند. بیش از ۲۰ ماشین شاسی‌بلند سافاری به طبیعت­گردان، کوهنوردان و عکاسانی از سراسر جهان خدمت‌رسانی می‌کردند. ساعت 10:50 به دریاچه‌ای در وسط منطقه نگرون گرو رسیدیم. بی­تردید قدرت و عظمت خداوند متعال را  به ‌وضوح مشاهده کردم ” چندین اسب آبی و همچنین پرندگان رنگارنگ زیبا در گوناگونی متفاوت، هر انسانی را به اوج هیجان و لذت می‌رساند”. قرقی‌ها در آسمان با فرود به سمت گردشگران، غذای آن­ها را می‌دزدیدند. پرندگان هفت‌رنگ نیز با صدای خوش‌نوای خود مدحِ قادر توانا را زمزمه می‌کردند. بیش از ۸۰ درصد فیلم‌های حیات‌وحش که در ایران به راز بقاء موسوم شده‌اند در شرق آفریقا و در کشور تانزانیا و کنیا تهیه شده­اند طبق پکیج تور، صبحانه، نهار و شام در حیات‌وحش نیز به عهده شرکت است ناهار را در بسته‌های غذایی تحویل افراد دادند. در مکان استراحت تعدادی میمون نزدیک ما آمدند و از میوه و غذایمان طلب می­کردند البته سرپرست حفاظت  حیات‌وحش به گردشگران  اعلام کرد به حیوانات غذا ندهید یکی از علل آن مسموم شدن حیوانات و علت دیگر عادت به این روش است، زیرا دیگر به شکار نمی‌روند و موقع عدم حضور گردشگران، چون غذایی ندارند و عادت پیدا کرده­اند، نسلشان منقرض می‌شود. حدود ساعت ۱۴ از منطقه حفاظت‌شده بیرون آمده و به سمت هتل محل اقامت در شهر آروشا حرکت کردیم. در مسیر بازگشت لانه موریانه‌ها در دو طرف جاده نظرم را جلب نمودند. لانه‌ها توسط موریانه­ها و با گل به شکل مخروطی و ارتفاع یک تا یک‌ونیم متر بالاتر از سطح زمین ساخته‌شده بودند. در ادامه مسیرمان به موزه هنر و صنایع‌دستی تانزانیا رفتیم. بازدید برای عموم آزاد و رایگان بود. انبوهی از صنایع‌دستی، تابلوها و مجسمه‌های زیبا در ساختمان چندطبقه موزه قابل‌مشاهده است. نزدیک غروب به هتل در شهر آروشا رسیدیم. در هتل به‌غیراز صبحانه، وعده‌های غذایی دیگر به عهده مسافران بود. به همین منظور یا غذای ایرانی که همراه داشتیم صرف می­شد یا سفارش غذا می‌دادیم در نهایت سفر و صعود زیبا و پر از خاطرات ناب به  بام قاره آفریقا و حیات وحش پایان یافت و به ایران برگشتیم

احساس خود را درباره این مقاله بگویید 0 نظر

5 2
فتح ایرانی کلیمانجارو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو در سایت

درحال بارگذاری ...
بستن
مقایسه